تبليغاتX
ظهوراندیشه

خواهشا تا آخرشو بخونین:" سلام دوستان عزیز، دلم هم برا وبم هم برای همه شما تنگ شده. جدی می گم! تو این مدت (از تابستون تاحالا) ازبس سرم شلوغ بود وهمش دانشگاه بودم نمی رسیدم مطلبی آپ کنم اغلب فقط می اومدم چک کنم ببینم برام پیامی اومده یا نه؟ که فهمیدم خیلی به فکرم هستید !!!.البته دوباره بعد عید هم درس ومشقم شروع میشه وروز ازنو.بااین حال گفتم تو این مدت یه سراغی ازتون بگیرم. آخه شماهم دغدغه مندید وبهتر حال منو می فهمین. دلم گرفته. راستی یادتونه تو تابستون یه متنی گذوشتم تحت عنوان فیس بوک و ازتون خواستم که حتما برید عضوش بشین و باگذوشتن مطالب مناسب ضداین جبهه ی مفسده انگیز انقلاب کنین.ولی باید بگم که الان خودم عضویتم روباطل کردم!! می دونین چرا؟ به سه دلیل: 1 – هروقت می رفتم توصفحه بچه هامونو می دیدم؛ دختر پسرای هم کلاسی و دوست وآشنا ، که چه عکسای مفتضحی از خودشون گذوشتن .یا مطالب لهوی که آپ کرده بودن یا بصورت گفتگو مطرح شده بود.وقتی بادیدگاهاشون ،موسیقی ها وفیلم های مورد علاقه و..شون مواجه می شدم. یاحتی بادیدگاههای سیاسی ضدولایت ونظام بعضی ها،حتی بعضا بچه های مذهبی، بی قید شدن ارتباط با جنس مخالف ،خصوصا ازکسایی که انتظارشو نداشتم، همه وهمه باعث می شد که تاچند وقت بریزم بهم، ازآدما از دنیا بیزار بشم، نابودی ارزشها رو ببینم ونتونم کاری کنم. 2 – اوصافی که دربالا شرح دادم یکی ازدلایلی بود که احساس می کردم باید بمونم وبا مطالب مفیدی که توصفحه خودم می زارم ،هرچند کم ولی درحد خودم جهاد کرده باشم وهمونطور که اونا تواشاعه فساد می کوشن من در جهت مبارزه تلاش کنم اما از اونجا که تنها بودم  ویه دست صدا نداره دلسرد شدم .اگه مثلا یه گروه همفکر بودیم که باهم لینک می شدیم، یه چیزی! ولی دوستان مذهبی اطرافم یااز اینا بودن که میگن فقط خودتو دریاب،بیخیال بقیه.یااینکه وقتی عضو میشدن میدیدی به به! آب ندیده بودن وگرنه شناگرای ماهریند و...البته بگم؛ بودن وهستن گروههایی که باهمکاری هم کارای خوبی انجام میدن ولی حداقل دور وبر من که کم بود...3 – یه دلیل مهم اینکه طی مطالعاتی که درمورد فضای سایبری واینترنت کردم متوجه شدم که اینترنت محیط بسیار ناامنیه خصوصا فیس بوک !می دونین؛ برخلاف کشور ما که اینترنت توسط مخابرات کنترل میشه ، توی غرب اول توسط سازمان جاسوسی آمریکا کنترل میشه وازاونجا که همه ی موتورهای جستجو گر اینترنت مثل گوگل ،یاهو و... مال اوناست هممون کنترل میشیم حتی مکان جغرافیایی کاربران روهم شناسایی میکنه! توی سازمان جاسوسی امریکا ازاطلاعات هرفرد یه پرونده تهیه میشه، ازپرونده های پزشکی گرفته تااملاک ودارایی هرفرد!اثرانگشتتون که براحتی با لمسی که روی کی برد رایانتون می کنین به صورت فینگرتاچ ثبت میشه! با نرم افزار، محل سکونت و..با اطلاعاتی که توی پروفایل های ثبت نام میل و وب میزارین. وفیس بوک که دیگه همه جوگیر میشن وریزترین اطلاعات شخصی وخونوادگیشون رو باعکس ومدرک دراختیار سایت قرار میدن، قشنگ میشه یه شناسنامه دقیق ترازشناسنامه هرکسی براهرفردی درست کرد. حتی توی چت رومها که خیلیا دلشون قرصه که بااسم مجازی وفلان میریم خدا میدونه که تاالان چه سوء استفاده هایی شده.مثلا منافقین درطرح دوستی باکاربر وارد گفتگو میشن وبعد چندجلسه آروم باروشهای خاصی که دارن شروع به باجگیری اطلاعاتی ازطرف می کنن و با تهدیدهای جانی طرف روبه نوکر زبون بسته ی خودشون تبدیل می کنن.ازخودم نمی گم ، مستندهاش هست.از این ببعد تامیشه ازثبت اطلاعات شخصی وهویتی پرهیز کنین.خلاصه همه اینها باعث شد که بیام بیرون! دوستان وظیفه ما خیلی سخته الان همونطور که میدونین طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب ، جنگ نرم امرزه یکی از مهمترین ابزار دشمن شده. وماباید سعی کنیم که تواین جنگ ازاونا نبازیم. تاجایی که امکان داره جبه هارو خالی نکنیم اما حواسمون باشه که آگاهانه بجنگیم ومحتاط عمل کنیم.خواص بی بصیرت نباشیم!!          "ومن الله التوفیق"

"قدکان لکم ایة فی فئتین التقتا فئة تقاتل فی سبیل الله واخری کافرة یرونهم مثلیهم رای العین والله یوید بنصره من یشاء ان فی ذلک لعبرة لاولی الابصار" آل عمران- 13

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 1:0  توسط زخرف  | 
 

 

مرلین منسون نام مستعار برایان هوگ وارنر متولد 1969 م از یک خانواده ی فقیر آمریکایی می باشد. در دوران جوانی به روزنامه نگاری روی می آورد و شروع به نقد اشعار مبتذل می کند. پس از آشنایی با اسکات میچل (گیتاریست) گروه متالیکای خود را تشکیل می دهد. او نام مرلین را از نام بازیگر زن فاسد مشهور هالیودی ( مرلین مونرو) و منسون را از چارلز منسون می گیرد. و به زودی با اجرای کنسرت های کثیف خود به ستاره ی مبتذل آمریکا تبدیل شد. از موسیقی های او می توان :

The beautiful people,Rock is dead,sweet dreams,God eat God,Saint,Personal jesus, Antichrist superstar,…

نام برد. که در این موسیقی ها به شدت به بی خدایی (حتی مردن خدا !!) ، دوستی با شیطان و پرستش آن و آزادی از هر قید و بند شرعی و عرفی تشویق شده است ؛ خشونت ، تجاوز، قتل و ... . اشعار منسون سرشار از مطالب انحرافی است. به عنوان مثال در شعر " تو و من و شیطان می شویم سه تا" به وضوح به همراهی با شیطان ، قتل ، تجاوز و ... اشاره کرده است :

-طعم و بوی جهنم  -من حالت مسمومیت دارم  -سطلی پر از بدبختی و نکبت  -کلمه ای وجود ندارد  -برای چیزی که من می خواهم با تو انجام دهم  -تو و من و شیطان می شویم سه تا  -قاتلی زیبا ، تجاوزی خوشحال  -قاتلی زیبا ، تجاوزی کشنده ، خوشحال خوشحال

او در شعر "کیک و لواط " خود را الهه ی لواط (عمل منافی عفت ) می داند و در آخر در مورد پاک بودن خدا هم سوال طرح می کند . در این شعر می توان به وضوح به بیماری سادیسم او پی برد :

-من الهه ی لواط هستم  -باکره ها برای مبلغی فروخته شدند  -چه کسی گفته هنگام تجاوز مهربانی وجود ندارد؟  -زمان کیک و لواط است  -چه کسی گفته الهه همواره پاک بود؟  -گناهکاران را در زندان بینداز .

خبر تکان دهنده ی پاره کردن انجیل در اجرای کنسرت زنده ی منسون و پرتاب آن به سوی جمعیت در سراسر جهان منتشر شد. او انجیل را پاره کرد و خطاب به جمعیت با صدای بلند فریاد زد : این است خدای شما !!! . او هم چنین در یکی از کنسرت هایش جام مدفوع را روی صحنه ی اجرا بلعید و با مستی عجیبی به نعره کشیدن های پی در پی پرداخت. استفاده از آرایش های خاص و تند تهوع آور از جمله ویژگی های ظاهری این ستاره ی آمریکایی است. که متاسفانه الگوی بسیاری از جوانان هم قرار گرفته است !!!

 ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس ، فاظهر اللهم لنا ولیک : به دست خود مردم فساد و تباهی در خشکی و دریا پدیدار شده ، پس ای خدایا حال که چنین است ولی خود را (حضرت مهدی ) را بر ما هویدا کن !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 10:40  توسط زخرف  | 

پاهای عبد الرحیم پس از چهارده سال:

دربین شهدای تفحص چشمم افتاد به اسمی آشنا. شهید عبدالرحیم دزفولی، اندیمشک. برادر رحمان بود که در عملیات رمضان ، تابستان سال 61 در شلمچه مفقودالاثر شده بود. بچه های معراج اجازه دادند که تابوت را باز کنم.بند های کفن را باز کردم. سری در بدن نبود ولی صحنه ای دیدم که جای تعجب همگان بود. هر دو پای شهید از زانو به پائین داخل جوراب کلفت و ساق بلندی مانده بودند. پای چپ داخل جوراب اسکلت شده بود. پای راست را که برداشتم، سنگین تر از پای استخوانی بود، از پای چپ هم سنگین تر بود.جوراب را که از زانو پائین کشیدم ، متوجه شدم پا سالم است. همه دورم جمع شدند. جوراب آبی رنگ را که کاملاً به پا چسبیده بود، به کمک قیچی باز کردیم. پا از زیر زانو به پائین سالم مانده بود. پوست و موها بودند، فقط کمی خشک شده بودند.پاشنه ی پا ، انگشت ها و ناخن ها کاملاً سالم بودند. از همه جالب تر این بود که در محل انگشت کوچک پای راست جوراب کمی پاره شده بود و انگشت کوچک اسکلت شده بود ولی بقیه ی انگشت ها هیچ آسیبی ندیده بودند.

 پس از چهارده سال ، از تمام بدن عبدالرحیم تعدادی استخوان با دو پا باز آمد که از آن میان پای راست کاملاً سالم مانده بود.

به نقل از حمید داود آبادی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 9:57  توسط زخرف  | 

میل به پرستش یک نیاز فطری است که در تمام انسانها وجود دارد.وهمواره انسان ها در تمام زمانها درصدد پاسخ به آن بوده اند. اما انسان امروزی در پیدا کردن مصداق حقیقی آن که همان خدای یکتا می باشد دچار مشکل شده. که از دلایل مهم آن میتوان به ضعف در تعلیم وتبیین آموزه های دینی و عرضه ی صحیح اسلام اشاره کرد. درعصری که رسانه ها هرچه قویتر از قبل به مخالفت با اصل دین پرداخته اند و از همه سو به بی دینی و لاابلی گری دعوت می کنند جوان امروز از یکسو با سیل این تبلیغات مواجه میشود از یکسو درپاسخ به نیاز فطری خود دچار مشکل میشود ودر نهایت تسلیم خداهای دروغین که بسیار پررنگتر وپر جاذبه تر از خدای یگانه معرفی شده اند، می شودوهمین میشود فلسفه ی عرفانهای نو ظهور، همین میشود سرآغاز ظهور پائولوکوئیلو ها،اشوها و یا فرقه های ضاله ی بهائیت ،بابیت،وهابی گری و گل سرسبد آن ؛شیطان پرستی مدرن!آنتوان لاوی را میتوان موسس این فرقه  -خصوصاً شیطان پرستی فلسفی- نامید.این شخص با همکاری مرلین منسون-خواننده ی فاسد انواع کنسرتهای غیراخلاقی این گروه –تا کنون تلاشهای زیادی در اشاعه ی این پدیده که به یکی از معضلات بزرگ جهان امروز تبدیل شده ، کرده اند.براساس آئین اینان شیطان از خدا برای پرستیدن سزاورتر است.آنها همچنین اعتقاد دارند چون آخرتی وجود ندارد برای رسیدن به اوج لذات باید تمام تلاش را در همین دنیا کرد و در این راستا هر مرز وسدی را که مانع این هدف شود باید نابو کرد.یکی از لذاتی که بسیار به ارضای کامل آن پافشاری می کنند تمایلات جنسی است که در آئینشان حتی برای آن مناسکهای خاصی هم در نظر گرفته شده مانند بلک مس.در این مراسم ها که با آهنگها و آلات لهو و لعب زیادی همراه است به جشن و پایکوبی ، اعمال شنیع جنسی و  تجاوز با خشونت هرچه تمام تر می پردازند.گاه در این مراسم ها مانند جشنهای هالوین به قربانی کردن انسان برای شیطان هم می پردازند که قربانیان اغلب کودکان،نوجوانان ویا دختران باکره هستند.این فرقه با پخش موسیقی های تهییج آور بامضامین جنسی وآهنگهای تند خشن وصحنه های شنیع ؛هم چنین با نفوذ در تمام رسانه ها از پایگاههای اینترنتی تا کلیپهای غیراخلاقی و ...؛همچنین با ساختن نمادهای معنی دار برای خود وپخش آنها به صورت زیورآلات،آرم لباسها،جاکلیدیها، آویز ماشینهاو... به تبلیغ آئین خود در سراسر دنیا و خصوصا برای قشر جوان پرداخته اند.که آگاهی جوانان از تبلیغات،نمادها وسایرنشانه های آنان باعث می شود کمتر گرفتار این جریان فاسد بشوند.به همین منظور درادامه مطلب تعدادی از این نمادهارا آورده ام که امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 0:41  توسط زخرف  | 

با سلام به دوستایی که دغدغشون فقط خودشون نیست.براشون مهمه که اطرافشون چی میگذره.خیلی دلم گرفته بود گفتم با همه شمایی که حداقل با متن وبلاگتون نشون دادید نسبت به جامعه ای که داخلش هستین احساس مسئولیت میکنین درددل کنم.شما هم میتونسین مثل خیلیای دیگه وبلاگتون رو به صفحه تبلیغ یه بازیگر،یه خواننده ،دلنوشته یا هزارتا غرض شخصی دیگه تبدیل کنین.اما دیدید جامعتون درد داره وخواستید یه گامی برداشته باشیدومثل سیب زمینی نباشید.نمیدونم چند نفرتون عضو فیس بوک هستیدونظاره گر این هستین که چطور به بوتیک تبلیغ سکس تبدیل شده؛یه جایی برای معرفی دوجنس مخالف بهم.درصورتی که میتونس خیلی بهتر باشه.نظر من اینه که مانباید تو این وانفسا کنار بکشیم وباید از این حربه غرییها که برا خراب کردن جوون مسلمونه به عکسش استفاده کنیم.همون طور که بادیدن وبلاگهایی که یادبود مایکل جکسونها و گروههای ترویج شیطان پرستی وصدتای دیگس ناامید نشدیم واومدیم تو وبلاگهای کوچیک و صمیمی خودمون یادی ازامام زمون و خدا کردیم ونتیجشو سپردیم به خدا،الانم یه جورایی شاید وظیفمون باشه که تواین سایت بریم ومهدویت،خداوچیزای بچه مسلمونیه دیگه ای که دارن کمرنگ میشن رو اونجا هم به میدون بزاریم.من خودم با یه نام و فامیل عضو شدم وبا گذاشتن مطالب مذهبی تو صفحم ودعوت بقیه به دوست شدن-یچیزی مثل همین لینک کردن خودمون –سعی کردم یه گامی تواین راستا برداشته باشم.شمام هرکدومتون ، هرطورکه صلاح میدونین( بانام خودتون،نام مستعار،بادوستاتون،بابقیه، باتشکیل گروه یا هرجوردیگه ای که بلدین)وارد مبارزه بشین.این سکوت ما به معنای رضایته!!دلم میخاد طوری بشه که مثلا بجای لایک کردن یه پیج مفسده انگیز یه پیج مهدوی یا...باشه و اون لایک بشه.همت کنین خداکمکمون میکنه!باتوسل به حضرت زهرا- ان شاءالله -

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 0:37  توسط زخرف  | 

کدام یک مسجد الاقصی واقعی است؟

            http://img.asrupload.ir/images/686Al_aqsa2.jpg

هروقت اسم مسجدالاقصی میاد یه ساختمون 8 ضلعی با گنبد زرد جلوی جلوی چشممون میاد، توی اكثر كتابا و سایتها، حتی سایتهای صهیونیستی هم این عكس به عنوان مسجدالاقصی قرار داده شده

 http://img.asrupload.ir/images/975upload_ALQUDS1.jpg

در حالیكه این عكس متعلق به مسجدیه به نام " مسجد صخره یا قبة الصخره یا مسجد قبه"  كه در سال 68-71 هجری به منظور گرامیداشت معراج پیامبر ساخته شده( میگن صخره ای كه پیامبر از روی اون به معراج رفت توی این مسجده) و مسجدالاقصی مسجد كوچكتر با گنبد سبز رنگیه كه پشت اون قرار داره

http://img.asrupload.ir/images/831Al_Aqsa1.jpg

حالا چرا همیشه عكس اون مسجد 8 ضلعی ( یعنی همون قبة الصخره) رو جای مسجدالاقصی نشون میدن؟

http://img.asrupload.ir/images/479Al_Aqsa3.jpg

مسجدالاقصی همون مسجدیه كه به اعتقاد صهیونیستا در محل معبد سلیمان ساخته شده و باید خراب بشه تا برای بار سوم معبد سلیمان در اون محل ساخته بشه تا مسیح ظهور كنه و غیربنی اسرائیل رو از بین ببره یا برده بنی اسرائیل كنه . خوب حالا فكر كنین همه مسجد صخره رو همون مسجدالاقصی بدونن ، طبق پیش بینی ها هم باید مسجدالاقصی حداكثر تا پایان سال 2007 تخریب بشه، اما اگه كسی ندونه مسجدالاقصی واقعی كدومه با خراب شدنش اتفاقی نمیفته! اگه هم حرفی بشه همه جا عكس زنده مسجد صخره رو نشون میدن و این موضوع رو رد میكنن... خب مردم نظاره گر هم تصدیق میكنن كه شایعات كذب بوده و مسجدالاقصی سالمه! به همین راحتی!

دوستان لطفا اطلاع رسانی کنید

برگرفته از پیک نینوا

+ نوشته شده در  جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 1:47  توسط زخرف  | 

غم عشقت بیابون پرورم کرد

هوای بخت بی بال وپرم کرد

                                    بمو گفتی صبوری کن صبوری

                                    صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

شوانم خواب در مرز کلان کرد

گلم واچید و خوابم را زیان کرد

                                    باغبان دید که مو گل دوست دیرم

                                    هزاران خار بر گل پاسبان کرد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 2:49  توسط زخرف  | 

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

ازما اگر پیشش شکایت کرده باشی


گاهی اگردرچاه مانند پدر آه

اندوه مادر راحکایت کرده باشی


یادرلباس ناشناسی درشب قدر

نان و پنیر عشق قسمت کرده باشی


پس بوده ای و هستی و می آیی ازراه

تاحق دلهارارعایت کرده باشی


پس مردمکهای نگاه ماعقیم اند

توحاضری بی آنکه غیبت کرده باشی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 2:28  توسط زخرف  | 

امام صادق می فرمایند:

من ادرک فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر

یعنی هرکس آن طور که باید و شاید فاطمه را شناخت ، مسلماً شب قدر را درک کرده است.این روایت ما را به شناخت شایسته ی حضرت فاطمه دعوت کرده و در واقع ما را به یک شناخت خاص مثل شناخت شب قدر متوجه می کند. شناخت شب قدر یک معنویت خاصی احتیاج دارد تا انسان بتواند آن را درک کند. و معلوم است اگر انسان شب قدر را درک کرد همه ی ملائکه و حتی روح که مافوق ملائکه است بر قلبش نازل می شوند. بنابراین روح مقدس فاطمه زهرا (س) مثل شب قدر، یک روح پنهان و پر ظرفیت است و درک آن آمادگی می خواهد. اما شناخت او راهی است برای ادراک شب قدر و آماده شدن برای پذیرش نزول ملائکه و روح بر قلب خود.شب قدر یک مقام است و نه یک شب تقویمی! این شب بهتر از هزار ماه است. یعنی عبادت درآن شب و درک آن بهتر از هشتاد سال زندگی و عبادت است. اگر کسی این شب را درک کند به دلیل نزول ملائکه بر قلب آن روحش آسمانی می شود و زندگی او به اندازه ی یک عمر متعالی می شود.حال اینکه امام معصوم فرموده: اگر کسی حضرت فاطمه را به نحو شایسته درک کند مثل درک شب قدر است. یعنی همه ی آن برکاتی راکه شب قدر برای روح انسان بوجود می آید و به اندازه ی یک سال عمر او را متعالی می کند، بادرک و شناخت حضرت فاطمه به دست می آید.

به امید اینکه خداوند قلب ما را شایسته ی درک مقام ایشان کند در شب های قدر عاجزانه دعا می کنیم که به ما این معرفت داده شود...التماس دعا

برگرفته از کتاب مقام لیلة القدری حضرت فاطمه(س)؛استاد اصغر طاهرزاده

-با اندکی تخلیص-

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 1:2  توسط زخرف  | 
اسمش زهری بود.رفت پیش نماینده امام زمان. پرسید:چطور می شود امام زمان را دید؟

-الان زمان غیبت است،نمی شود!گفت:خواهش می کنم کاری کن که من ببینمش.دیگر نمی توانم تحمل کنم،صبرم تمام شده، خواهش می کنم... .-فردا صبح بیا ببینم چه می شود.ایستاده بود منتظر.محمدبن عثمان آمد،جوانی همراهش بود؛ زیبا و خوش بو.

محمد گفت:همان کسی که می خواستی.زهری شروع کرد به پرسیدن سوالهایش. تمام که شد جوان راه افتاد و وارد خانه ای شد. زهری توی دلش گفت: خوب شد خانه اش را پیدا کردم. حالا هر وقت که بخواهم می توانم ببینمش.صدای محمد را شنید که می گفت: هرچه می خواهی بپرسی،بپرس.دیگر نمی بینی اش.زهری دوید طرف جوان.از پشت در صدایش را شنید که می گفت:کسی که نماز مغرب و عشایش را آنقدر به عقب بیندازد که همه ی ستاره ها در آسمان پیدا شوند و نماز صبحش را آنقدر به عقب بیندازد که ستاره ها دیگر دیده نشوند،ملعون است و از رحمت خدا به دور. به نقل از کتاب؛ تا همیشه آفتاب

+ نوشته شده در  جمعه سوم تیر 1390ساعت 9:21  توسط زخرف  |